vaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaay
salam salam salam 1000 ta salam
khobin???????? vaaaaaaaaay cheghadr delam tangide baraton...............
:D;D:D:D::D akh biyayn baghalam k kheyli misseton shodam kojayin baba ?!:D
az in be bad age vaght dashtam ap mikonam faghat nazar yadeton nare
+ نوشته شده در سه شنبه 25 اسفند1388ساعت 12:16  توسط یاسمن
|
in ham id man
bad_girl7761
+ نوشته شده در یکشنبه 27 بهمن1387ساعت 10:6  توسط یاسمن
|
این وبلاگ دیگه اپ نمی شه اگه کاری با من داشتید می تونید من رو اد کنید
+ نوشته شده در یکشنبه 27 بهمن1387ساعت 10:4  توسط یاسمن
|
سلام
من اومدم حالا در خدمت شمام
+ نوشته شده در پنجشنبه 12 دی1387ساعت 17:36  توسط یاسمن
|
من با خودکاری می نویسم
که عشق از آن می بارد ،
قطره قطره ،
سطر به سطر ،
از احساس من
تا قلب تو !
من با خودکاری می نویسم
که تو ...
+ نوشته شده در جمعه 12 مهر1387ساعت 17:21  توسط یاسمن
|
+ نوشته شده در شنبه 23 شهریور1387ساعت 12:7  توسط یاسمن
|
سلام
خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
امروز خیلی روز بدی برای من بود راستی ببخشید دیروز یادم رفته بود آپ کنم 
خوب اصلا درباره ی امروز حرف نمی زنم چون امروز کلی گریه کردم دلیلشم یک مشکل شخصیه


نمیدونم چرا یک مدتی هی پشت سر هم دارم بد شانسی میارم
اون روز که نتونستم از خونه جیم بشم

با دوستم نتونستم بیرون برم
اینم از امروز که .........
به هر حال همیشه دوشنبه ها روز بدی برای من بوده

خوب ولی من دوست دارم شاد باشم پس شاد هستم



راستس جند روز دیگه مدرسه ها باز میشه وای خدا جون من عاشق مدرسه ام

نه اینکه عاشق دزس خوندن باشم ها نه نه من از محیط مدرسه خوشم میاد
همچنین از این که با دوستام هستم خیلی حال میکنم

اما از خر زدن بدم می اید ادم اخرش شبیه عکس بالایی میشه

تازه توی ابان قراره بریم دوبی (با خانواده)
باشه راستی من هنوز نراحتما با تظرات قشنگتون یه حالی به من بدیم
با تشکر
یاسمن
همتون رو دوست دارم




+ نوشته شده در دوشنبه 18 شهریور1387ساعت 15:19  توسط یاسمن
|
سلام
اگه شما خوبین ولی من خوب نیستم 
با داداشم دعوام شد خیلی اذیت میکنه یک کتک کاری باهم داشتیم که نگو
عصابم رو خورد کرد میخوات با کامپیوتر بازی بکنه ولی من با کامپیوتر کار دارم 
تازه فقط این که نیست امروز قرار بود با دوستم بریم بیرون ولی..........
هیچی دیگه خانم امروز کار داشتن برنامه ی منم ریخت به هم 
حالا امروز باید مثل برج زهرمار بشینم خونه غر غر های افراد خونواده رو گوش بدم


اما یک احتمال وجود داره اگه گفتید چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میتونم امروز عصر به بهوته کلاس از خونه جیم شم
تا مخ یکی دیگه از دوستام رو بزنم تا بریم بیرون وای چه فازی بده

اما اگه اون نیاد چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟


اااااااااااااااااه ادم همیشه باید فکر آینده باشه مثل من

فوق فوقش میرم تو کوچه دوچرخه بازی می کنم

تا ساعت ۹ اجازه دارم بیرون باشم شایدم ۱۰ نمی دونم
باید بگذرونی دیگه
فعلا میرم بخوابم
تا بعد 
+ نوشته شده در شنبه 16 شهریور1387ساعت 14:0  توسط یاسمن
|
+ نوشته شده در جمعه 15 شهریور1387ساعت 16:41  توسط یاسمن
|
به من مگو دیوانه که برنجم...دیوانه صفت دلخواه من است...
تنهایم مگذار که دلم برایت تنگ شود...بهترین دوست من تنهاییست...
صحبت عشق برای من مکن...تمام ناگفته هایش را میدانم...
در مقابل اشکهایت اگر سکوت میکنم دلیل این مبین که طاقت دیدن ندارم...از
روی آن حساب کن که از گریه متنفرم...
هزاران بار گفتم و هزاران بار دیگر نیز میگوم:من اگر دوستت ندارم باید به که
بگویم؟
به هر عابری گفته ام ... روی هر دیواری نوشته ام...حتی به پیش خدا نیز
اعتراف کرده ام...
باور کن من دوستت ندارم
باور کن که من عاشقت هستم 
+ نوشته شده در سه شنبه 12 شهریور1387ساعت 17:28  توسط یاسمن
|